رنگ
جمعه پنجم مرداد 1386
رنگ :
هر عنصري در طبيعت داراي يك بافت فشرده است ، كه پس از تابيدن نور خورشيد بر آن اين شيء و بافت مولكولي آن تمام نورها را جذب مي كنندو يكي را منعكس مي كنند ، كه اين همان رنگ شيء است . لذا هر چه سطح آن روشن تر باشد انعكاس آن تا زمان جذب بيشتر است . نور بعد از گذشت از منشور به هفت رنگ قرمز ، نارنجي ، زرد ، سبز ، آبي ، ارغواني و بنفش تجزيه مي شود .
براي شناخت رنگها بايد آنها را از زواياي مختلف فيزيكي و رواني و جامعه شناسي و غيره مورد بررسي قرار داد . مثلاً حالت رنگ قرمز داراي انحنا است و لذابه صورت منحني حركت مي كند .
تاباندن نور از زواياي مختلف به شيء اي كه داراي بافت ، حجم و رنگ است باعث ايجاد بعد در آن مي شود . اما تابش مستقيم نور باعث مسطح ديده شدن سطح اشياء مي گردد . رنگ به عنوان وسيله اي براي زيبا جلوه دادن حجم نيز بكار مي رود .
رنگهاي اصلي از جنب و جوش، قدرت ديداري و جذابيت برخوردارند .لازم به ذكر است كه تركيب رنگهاي مختلف با هم باعث از بين رفتن شفافيت آنها مي گردد .
رنگهاي اصلي شامل سه رنگ قرمز ، آبي و زرد مي باشندكه داراي قدرت و هيجان بيشتري نسبت به ساير رنگها هستند .كودكان به رنگهاي اصلي بسيار علاقمندند . بنابراين رنگ اتاق كودك بايد شاد و با نشاط باشد و با رنگ ساير نقاط خانه متفاوت باشد
رنگ در گذشته ، نقشي در زيبايي نداشت و تنها بر اساس نظر عرفا و فلاسفه براي مباحث مذهبي بكار مي رفت . دانشمندان ، فلاسفه و انديشمندان هر يك نظرات متفاوتي در تعريف رنگ دارند . مثلاً ديدگاه نيوتن در مورد رنگ بر اساس انرژي خورشيدي است. سنت اگوستين رنگ را بعنوان يك انعكاس افلاطوني (گرايش به سوي خدا) تعريف مي كند .
از ديگر سو انسان امروزي به تنوع ديداري رنگها نيازمند است چرا كه در طبيعت هيچ شيءاي را نمي توان يافت كه رنگ نداشته باشد در غير اين صورت در اشياء يكنواختي بوجود مي آيد .
ويژگي هاي رنگ :
رنگ داراي ويژگي هاي اساسي است . نخستين ويژگي پاسخ به اين سئوال است كه رنگ چيست ؟
با تركيب رنگهاي اصلي زرد ، قرمز ، آبي رنگهاي بيشماري بوجود مي آيد . هنرمندان در گذشته با استفاده از نور طبيعي و سه رنگ اصلي ، تركيبات زيبايي از رنگها را ايجاد مي كردند . رنگهاي استعمال شده در نقاشي يا هنر كلاسيك ،رنگهاي تزييني نبوده است بلكه رنگهاي پخته تركيبي بوده كه ازتركيب رنگهاي اصلي بوجود آمده است .
دومين ويژگي مبحث رنگ ، ارزش رنگهاست كه به تيرگي و روشني آنها مربوط است . ارزش رنگهاي تيره نسبت به رنگهاي روشن بيشتر است .
ويژگي ديگراشباع و خلوص رنگ است در صورت استفاده از رنگ بصورت طبيعي مسئله خلوص رنگ مطرح مي شود، زيرا باتركيب رنگ از درجه خلوص آن كاسته مي شود .هر رنگ به عنوان سنبل و نماد خاصي مورد استفاده قرار مي گيرد . مثلاً در مخازن شركت نفت از رنگ سفيد استفاده مي كنند . لذا در صورت تابش نور خورشيد به آن ، نور منعكس مي شود و از تبخير يك سوم بنزين جلوگيري مي شود .
دست آخرگاهي رنگ بر وزن نيز تأثيرمي گذارد . رنگها در ايجاد آرامش و هيجان نيزمؤثرند. مانند رنگهاي آبي و قرمز . رنگها در درمان بيماريهاي روحي و رواني نيز تأثيربه سزايي دارند .
تأثيرات رنگ :
هر گونه تحركات رنگي باعث مي شوند در وجود ما انعكاس و تحركات بصري خاصي به وجود آيد كه اين واكنشهاي احساسي و رواني واكنشهاي فيزيكي را هم در بردارد.
علاقه افراد به فضاهاي روشن و نوراني نسبي است و در افرادمختلف متفاوت است . اثرات رنگ هم بر افراد مختلف نسبي است و محيط زندگي نيز در اين امرتأثير گذار است . امروزه حتي در علوم پزشكي نيز سعي مي شود براي ايجاد آرامش در بيماران از تركيب رنگها استفاده كرد ه و فضاهاي آرام بخشي را ايجاد كنند.اصولاً نور پس از گذشت از منشور رنگ به شكل يك طيف هفت رنگ مشاهده مي شود .جايگيري رنگهاي اصلي در مثلث رنگها به اين ترتيب است كه رنگ زرد در قسمت بالاي مثلث و رنگ آبي در گوشه سمت چپ مثلث و رنگ قرمز در گوشه سمت راست مثلث است . دايره رنگهاي سرد و گرم از سه رنگ اصلي زرد ،قرمز و آبي تشكيل شده است . بايد دانست كه تشخيص درجات رنگهاي سرد و گرم بسيار مشكل است . يكي از مباحث اساسي رنگ ،حجم است . به بيان ديگر هر چه ابعاد جسم بيشتر باشد آن جسم نرمتر و زيبا تر خواهد بود .
بايد بدانيم كه اشياء و عناصر در طبيعت مي توانند از لحاظ رنگ بر هم تأثير بگذارند . اگر در طبيعت رنگ وجود نداشت ، مشكلات روحي و رواني در انسانها پديدار مي شد. همچنين قبلا اشاره كرديم كه رنگها بر يكديگر تأثير زيادي دارند ومعمولاً در ارزيابي رنگهااز دو رنگ سياه و سفيد استفاده مي شود و نيز براي جدا نمودن اشياء از پس زمينه، رنگهاي مكمل به كار مي روند .
نقش تزييني رنگ :
با تزيين مناسب اشياءمنزل مي توان ارتباط منطقي و مناسبي بين اين اشياء ايجاد نمود . زيرا رنگ به عنوان عنصري نمادين و سمبليك نقش مهمي در ايجاد هماهنگي به عهده دارد .
نقش اطلاع رساني رنگ :
يكي ديگر از كاركردهاي رنگ، تأثير نمادين و سمبليك رنگها در خبر رساني و اطلاع رساني مي باشد. مثل كاربردرنگ قرمز براي انتقال احساس خطريه بيننده . به طور كلي هر حركتي در طبيعت را با تغيير رنگ آن مي توان حس نمود . مثل نشان دادن انقلاب و هيجان با رنگهاي هيجان آميز وگرم.
البته لازم به ذكر است كه معناي نمادين بعضي از رنگها فقط در فرهنگ خاص جغرافيايي آن منطقه صادق است . امادر مورد برخي ديگر از رنگها،ابن معناي نمادين براي همه مردم جهان، مفهوم خاص و مشتركي مي باشد . همچنين رنگها از نظر روانشناسي نيز نشان دهنده حالات مختلف هستند . مثلاً رنگ آبي نشانه آرامش و رنگ قرمز نشانه تحرك است .
اشباع رنگ :
كودكان به دليل وجود شور و نشاط در رنگهاي طبيعي و اصلي به اين رنگها علاقمند مي باشند . اما بايد توجه نمود كه وجود هيجان و جنب و جوش زياد در محيط منزل خيلي مطلوب نيست . افرادبراي انجام كارهاي روزمره خود احتياج به آرامش دارند . با تعديل رنگها و استفاده از حالت ملايم آنها،مي توان اين آرامش را در محيط ايجاد كرد . به عبارت ديگر با تعديل رنگها مي توان شدت آنها را كاهش داد .به عنوان مثال تركيب رنگها با رنگ سفيد مي تواند اين ملايمت و تعادل را در آنهاا ايجاد نمايد .
به طور كلي هر چه درجه اشباع يك رنگ بيشتر باشد بار عاطفي آن نيز بيشتر است و برعكس هر چه درجه اشباع يك رنگ كمتر باشدآن رنگ ملايمتر به نظر مي رسد .
درخشان بودن رنگ :
بعضي از رنگها نسبت به رنگهاي ديگر داراي درخشش و انعكاس بيشتري هستند . علاوه بر اين رنگها در قياس با يكديگر نيز داراي حالتهاي مختلف انعكاس و درخشندگي هستند .
مثلاً رنگ زرد در يك زمينه روشن تيره تر به نظر مي رسد ولي در يك زمينه مشكي روشنتر به نظر مي رسد . به طور كلي هر چه درجه اشباع يك رنگ بيشتر باشد رنگ حاصل درخشانتراست .در طبيعت يك قانون كلي وجود دارد و آن اين است كه هر قدرنگاه ما از سطح زمين به طرف بالابرود رنگهابه تدريج روشن و روشنتر ميشوند
تعادل :
وقتي صحبت از تعادل مي شود تصويري از يك ترازو در ذهن ايجاد مي شود.تعادل يعني ايجاد بالانس در دو كفه ترازو و بين دو شئ هم وزن كه از لحاظ شكل ، فرم و محتوا يكسان نيستند.
خلقت بشر بر اساس تعادل است .مثلاً قرينه بودن اعضاء، باعث ايجاد تعادل حركتي در انسان مي شود . ديد انسان بطور غريزي بصورت عمودي و افقي در محيط حركت مي كند . در تزيين خانه، درصورتيكه چيدمان درون اتاق يك وزن باشند ، مي توانيم با بهره مندي از رنگها يا بافتها و … تعادل را بوجود بياوريم . بنابراين تعادل به طورخلاصه ، به معناي ايستايي است كه ميتوان آن را به طرق مختلف ايجاد كرد .
هنرمندان براي بدست آوردن زيبايي و بالانس در هنر هاي بصري از اساسي ترين فرم يعني تعادل بهره مي گيرند . عدم وجود تعادل باعث يكسو شدن نگاه ماو از بين رفتن آرامش ديداري مي شود . در ايجاد تعادل بين اشكال متضاد، در متقابل هم قرار دادن آنها باعث ايجاد جذابيت ديداري مي شود . بنابراين در تزيين خانه طراح خوب كسي خواهدبودكه چيدمان درون اتاق راطوري تزيين نمايد كه باتابش يك نور يا آمدن يك فرد به درون اتاق بالانس حفظ شود.
تعادل متقارن :
اشكال بطور كلي از نظر شكل ، اندازه و وزن يكي هستند .درايجاد اشكال قرينه احتياج به محاسبه زيادي نيست . قرينه سازي مكانها تداعي كننده وقار ، سنگيني ، ايستايي و امنيت است. لذاقرينه سازي خالي از هيجان و تحرك بصري است .
براي فهم بيشترفرض كنيد همه مقامات رسمي دوريك ميز نشسته اند و راجع به صلح گفتگو مي كنند. احتمالاًيك قسمتهايي ازميز شكاف برداشته است كه دوربين جاي حركت داشته باشد.همه بطوردوار همديگررامي بينند . بين آنها وحدتي وجود داردو مسئله شاخص تر بودن مطرح نيست.
تعادل نامتقارن :
در مبحث تعادل نا متقارن اشكال از نظر شكل ، اندازه و بافت متفاوت هستند . اما از لحاظ وزن يكسان مي باشند .در معماري سبك گوتيك و باروك ساختمانها با شكوه و ايستا هستند ، و بين آنها بالانس ايجاد شده است .در معماري مدرن تقارن وجود ندارد . لذا در صورت تغيير و تحول نياز به مطالعه و محاسبه هست . اشكال نا متقارن از جذابيت بيشتري بر خوردارند .
تعادل شعاعي :
در تعادلهاي متقارن و نا متقارن ،فقط يك خط عمودي و افقي وجود دارد . اما در تعادل شعاعي خطوط زيادي به چشم مي خورد .
فرض كنيد در مركز اتاق يك فرش دوار و يك ميز وجود دارد كه دور تا دور ميز مبلمان چيده شده است . اين تعادل، تعادل شعاعي است.
تناسب :
تناسب رابطه نسبي و قياس بين اجزا است. براي ايجاد ارتباط و هماهنگي در كل فضا اجزاء بايد هماهنگ باشند .پس تناسب عنصري مشترك و فعال است . هر شي داراي تناسبات خاصي است . اين تناسبات موزون با تركيب و ارتباط با اشيا ء مجاور زيبايي را بوجود مي آورند . بنا براين در طراحي و تزيينات داخلي خانه براي ايجاد زيبايي و هماهنگي بايد وسايلي كه به كار گرفته مي شود، با فضاي اتاق متناسب باشند .
تناسب شهودي :
هنر مندان وجود عنصر تناسب رابا مشاهده تشخيص مي دهند .تناسب بصورت شهودي در آثار هنري بكارگرفته مي شود . مهمترين هدف هنر مندان از طراحي فضاهاي شهري و خانگي ايجاد آرامش در انسان است . همچنين سعي آنان درايجاد تعمق و قدرت، در ديد بصري انسان است . يك اثر هنري با توجه به شرايط وضوابط محيط و تؤام كردن مباحث فني و تكنيكي خلق مي شود . تمام وسايل مورد استفاده منوط به اشل انساني است . در سرتاسر دنيا تناسبات و اشل انساني تقريباً يكسان است . بنا براين نخستين شرط در طراحي معماري ، درنظر گرفتن تناسبات انساني است .
تناسب هندسي :
اقليدس رياضي دان معروف يوناني نسبت را مقايسه دو چيز يكسان از لحاظ مقدار مي داند . ولي تناسب را كيفيت نسبت ها مي داند به طوريكه هر جز ئي با خودش به تنهايي تناسب داشته باشد . مانند اعضاي بدن انسان در عالم خلقت. تمام اجزاء بدن انسان نسبت هاي مختلفي دارندو در عين حال با هم متناسب هستند . انسان با محيط منتخب خود تناسب دارد . اما ممكن است اين تناسب در محيطي ديگر وجود نداشته باشد . لذا براي آفريدن كيفيت ها در تناسبات بايد همه جوانب محيط را در نظر گرفت .به طور كلي تناسبات رياضي ايستابوده وباعث ايجادوقار و بي تحركي مي شوند.
لذا هنر مندان با تلفيق كردن مباحث رياضي وتناسب شهودي بهترين اثر هنري را خلق مي كنند . در خلق آثار هنري بايد مقدار، حجم و فضا رامد نظر داشت . مقياس با اصل تناسب مرتبط است مقياس و تناسب ابعادي از اشيا هستند كه با آنها ارتباط داريم. لذا حد اكثراندازه اشياء و عناصري كه كاربرد انساني دارند بايد مقياس انساني داشته باشند . بنا براين سنجش تناسب اجزاء با خودشان، با محيط اطرافشان و با اجزاءمجاورشان يكي از اصول زيبا شناسي است .
Postetd by تسنيم زبردست :: At 1:4 ::
Link ::